به نطق، آدمی بهتر است از دواب
دواب از تو به، گر نگویی صواب
به نطق، آدمی بهتر است از دواب
دواب از تو به، گر نگویی صواب
گفتیم روش دریافت یک گزاره مهم است، زیرا که کج فهمی در حین انتقال گزاره رخ می دهد. همین طور به یاد می آوریم که تمامی گزاره ها، چه آنهایی که برچسب منطقی بودن و… را دارند و چه گزاره های غیر، ارزشی نا برابر ندارند. یعنی لزوما بر دسته ی اول ترجیح یا تقدسی روا نیست. هر چند که گاه با این گزاره ها این گونه و البته به غلط برخورد می شود. اضافه می کنم به گواه تاریخ، ترقی را در همین به چالش کشیدن اصول موضوعه بارها تجربه کرده ایم. از این سوی بر اصول موضوعه ی یک نظریه ی احتمالا توصیفی -و نه دیگرتوضیحی- چندان هم نباید دلخوش بود.
دزدیده
دزدیده
نگاهت می کنم از دور
با هزار نیرنگ
به هزار رنگ درمی آیم
باد می شوم
گونه هایت را می دزدم
موهایت را می دزدم.
لبخندت را از دست نمی دهم
هرچند برای من نیست
دستانت را از دست نمی دهم
هرچند با من نیست
دزدیده
دزدیده عشقبازی می کنم
از دور
تو به سلامت به خانه خواهی رسید
و من
لب هایم را در سکوت آتش خواهم زد.
شاعر: الیاس علوی، از کتاب « من گرگ خیالبافی هستم »
پ ن: خبرهایی که درباره ی این شاعر جوان افقانی و البته کار درخور توجهش می خواندم، شوقم را به خواندن این مجموعه شعر بیشتر و بیشتر کرد. در این باره جمله ای از الیاس علوی بسیار خودنمایی می کند: «خوشحالم كه جایی كه حرف از ادب و زبان فارسی به میان میآید جغرافیا رنگ میبازد. »
پ ن: گزاشی از نقد آقای محمود معتقدی درباره ی همین مجموعه شعر
یه بنده خدایی درجمعی با صدای بلند سخن پرانی می کرد.
در جمع نیزهر کس گوش به سخن پرانی خود سپرده بود.
فرض کنیم دستگاهی موجود است که می تواند حالت یک سیستم را به طور دقیق توصیف کند. در این حال مناسب است که برای هر ویژگی از این سیستم مجموعه ای از اعداد یا حداقل اشیایی را تعیین کرد، که بتوان با آن ها، ویژگی های ارزیابی شده را به گونه ای کد گذاری کرد. این چیزی شبیه به همین دستگاه های مختصات معمولی ست منتها احتمالا رشد ابعاد آن با پیچیدگی سیستم رابطه ی مستقیم خواهد داشت.
پ ن: توجه کنیم که “سیستم” می تواند هر شیئی مانند حالت های یک انسان، یک رخداد، و… باشد.
یقینی بودن یک گزاره به روشی بستگی دارد که شما آن را دریافت می کنید. می خواهم براین تاکید کنم لزوما پر حرفی کردن ضمانتی برای یقینی تر شدن یک گزاره نمی دهد. گو اینکه شاید خود اینها نیز یقینی تر از آن اولی نباشند.
کج فهمی معمولا در انتقال گزاره رخ می دهد و این را نباید با جدال های درونی اشتباه گرفت.
می گفت که این سکه کلی راه اومده تا اینجا بین من و تو باشه!
بعدش هم دو راه مطلق…
به طرز وصف ناپذیری به خودش می پیچید.
یه کم من من کردم خواستم چیزی بگم…اما منصرف شدم.
رو کرد بهم و با لحنی آکنده از اطمینان گفت: آاادم.. باید با چشمای نیمه باز بخوابه!
طوری رو “آدم” تاکید کرد و با فشار ادا کردش که پیش خودت می گفتی لابد اصولا آدم همینه که این می گه. ابروهاش بهم رفت و چند لحظه ای سکوت کرد. انگار منتظر بود تا منم یه چیزی بگم. لااقل سری تکون بدم. اما همین جوری یک بند زل زده بودم بهش.
یه کم حالت خصمانه به خودش گرفت و ادامه داد: راستش می دونی! برام خیلی مهم نیست از خواب بلند شم و خودم رو یه جای نا آشنا پیدا کنم. هر چند اینجا هم برام خیلی …
فقط عادت کردم.
نظریه میدان های کوانتومی چارچوبی نظری برای بازسازی مدل های کوانتوم مکانیکی سیستم هایی مهیا می کند، که در فیزیک کلاسیک با میدان ها یا سیستم های بس ذره ای توصیف می شد. این نظریه به طور گسترده در فیزیک ذرات و فیزیک ماده چگال کاربرد دارد. اکثرنظریه ها در فیزیک جدید ذرات (شامل برنظریه استاندارد ذرات بنیادی و برهمکنش های میانشان) با نظریه میدان های کوانتومی نسبیتی فرمول یندی می شوند. نظریه میدان های کوانتومی در پدیده های گوناگونی از فیزیک ماده چگال کاربرد دارد، به ویژه هنگامی که تعداد قابل توجهی ازذرات امکان افت و خیز دارند_ برای نمونه، نظریه BCC در ابر رسانایی.
در نظریه ی میدان های کوانتومی نیروهای میان ذرات توسط ذرات دیگر برقرار می شوند. برای نمونه، نیروی الکترومغناطیسی میان دو الکترون با رد و بدل فوتون ها امکان می یابد. با این حال نظریه میدان های کوانتومی بر تمام نیروهای بنیادی به کار برده می شود. بردارهای بوزونی متوسط نیروی ضعیف را، گلوئون ها نیروی قوی، و گراویتون ها نیروی گرانشی را برقرار می سازند. این ذرات حامل نیرو، ذراتی مجازی اند و طبق تعریف، زمانیکه حامل نیرو هستند امکان آشکارشدن شان وجود ندارد، زیرا عملیات آشکارسازی گواه بر عدم حمل نیرو خواهد بود.
در نظریه میدان های کوانتومی، فوتون ها به صورت کوانتای میدان پنداشته می شوند و نه توپ های کوچک بیلیارد!- امواج پکیده ای که در میدان به صورت ذرات به نظر می رسند. همچنین فرمیون ها را- مانند الکترون- می توان با امواج در میدان توصیف کرد، و این در حالیست که هرنوع فرمیون میدان خاص* به خودش را دارد. به طور خلاصه، تصویر کلاسیکی از” همه چیز به شکل ذرات و میدان هاست“، در نظریه میدان های کوانتومی به صورت” همه چیز ذره است” و یا در نهایت “همه چیز میدان است” در می آید. در پایان، باید گفت که با ذرات نیز به صورت حالت های برانگیخته ی میدان برخورد می شود (کوانتای میدان).
* این میدان خاص را می توان نوعی خوش شانسی دانست زیرا که در این صورت لازم نیست نگران پیامد های اصل طرد پاولی بین فرمیون های مختلف مثلا بین الکترون ها و نوترون ها بود. در این حال می توان با آسودگی خیال حالت های انرژی مربوط به هر فرمیون را جداگانه بررسی کرد – مترجم.
ویرایش سوم این کتاب با هدف هماهنگ سازی با سیستم بازنویسی وبه طور گسترده ای مواد نو مورد بحث در آخرین تحقیقات، در آن گنجانده شده است.
این کتاب بحث های عمیقی را در حوزه ی اپتیک غیر خطی* معرفی می کند. مباحثی نظیر مبدا الکترومغناطیسی پدیده های اپتیکی، توصیف کوانتوم مکانیکی خواص اپتیکی مواد، نقش تقارنهای فضایی در تعیین پاسخ اپتیکی، روابط کرامرز کرونیک و اثرهای اپتیکی شدت بالا وفوق سریع موشکافانه بررسی می شوند. همچنین بخشهای کاربردی اپتیک غیر خطی مانند تولید هماهنگ، عملکرد نوسانگرهای پارامتری، دو پایداری اپتیکی، فوتونیک، ویژگی های مواد دراپتیک غیرخطی، و جریاناتی که منجر به خرابی لیزر و محدودیت کار در اپتیک غیر خطی می شود، را نیز پوشش می دهد.
این ویرایش شامل موادی نو در:
- کاربردهای تولید هماهنگ به ویژه در میدان های میکروسکوپی و بیوفوتونیک
- شفافیت القایی الکترومغناطیسی
- اسپکتروسکوپی بر پایه ی آنتی_استوکس همدوس در پراکندگی رامان
* اپتیک غیر خطی، مطالعه ی بر همکنش نور لیزر با ماده است. در این شرایط، شدت نور مورد استفاده_لیزر_ به طور قابل توجهی زیاد است، که به پاسخ غیر خطی محیط می انجامد. به عبارت دیگرمی توان گفت با استفاده از نور شدیدتر و همدوس لیزرها، خواص اپتیکی محیط، مانند ضریب شکست محیط تابعی از شدت نور می شود.اطلاعات بیشتر را در اینجا ببینید.